فصل 2: ضرورت تهیه مدل سرعت ناحیه ای5
2-1 مقدمه6
2-2 اهمیت مدل سرعت ناحیه ای6
فصل 3: چینه شناسی خلیج فارس11
3-1 مقدمه12
3-2 سازند کژدمی12
3-3 سازند پاپده14
3-4 سازند ایلام15
3-5 سازند گورپی16
3-6 سازند سروک18
فصل 4: تهیه مدل سرعت21
4-1 مراحل تهیه مدل سرعت22
4-2 مختصات چاه27
4-3 اطلاعات ژئوفیزیکی28
4-3-1 تفسیر لرزه ای زمانی28
4-3-2 سرعت های برانبارش29
4-4 چالشهای اساسی در تهیه مدل سرعت30
4-4-1 کنترل صحت اطلاعات30
4-4-2 اصلاح و ویرایش در حجم بالا30
4-5 تحلیل اطلاعات 31
4-5-1 نحوه منطقه بندی31
4-5-2 کنترل صحت اطلاعات33
4-5-3 تحلیل نمودار سرعت ـ زمان40
4-6 تحلیل نهایی چکشات ها و پروفایل های لرزه ای قائم42
فصل 5: نتیجه گیری و پیشنهادات53
5-1 نتیجه گیری54
5-2 پیشنهادات55
مراجع56
فصل 1:
مقدمه

1-1-
1-1- مقدمه
در برداشت‌های ژئوفیزیکی از جمله روش لرزه نگاری، می‌بایست بعضی از جنبه‌های ساختار درونی زمین را بر اساس اندازه‌گیری‌های انجام شده در سطح (یا نزدیک به سطح)، استنتاج کرد. این موضوع، روش معکوس نام دارد. روش‌های معکوس ابهام یا عدم وجود پاسخ منحصر به فرد در نتیجه‌گیری را به همراه خواهند داشت، در حالی که روش‌های مستقیم به صورت تئوری پاسخ مبهمی به دنبال ندارند.
1-2- جایگاه مدل سرعت در علم ژئو فیزیک
با وجود اینکه عدم قطعیت موجود در تفسیر ژئوفیزیکی را اغلب با انجام اندازه‌گیری‌های متعدد (و در بعضی موارد اندازه‌گیری‌های متفاوت) تا حد قابل قبولی می‌توان کاهش داد، اما مشکل ابهام را نمی‌توان به طور کامل برطرف نمود. مشکل کلی آن است که تفاوت‌های عمده‌ ناشی از وضعیت حقیقی ساختارهای زمین‌شناسی زیرسطحی منجر به تفاوت‌های بدون اهمیت و کوچک و غیرقابل اندازه‌گیری در کمیت‌های اندازه‌گیری شده‌ حین یک برداشت ژئوفیزیکی می‌شود. این محدودیت اساسی از این حقیقت اجتناب‌ناپذیر نشأت می‌گیرد که برداشت‌های ژئوفیزیکی تلاش به حل روش معکوس می‌کنند. علاه بر این، کمیت‌هایی که به صورت تجربی به دست می‌آیند، به طور دقیق تعیین نمی‌شوند و خطاهای آزمایش به میزان تردید و عدم دقت موجود (ناشی از کامل نبودن داده‌های میدان و ابهام مرتبط با روش معکوس) می‌افزاید. به طور کلی، از آنجا که نمی‌توان یک راه‌حل منحصر به فرد را از مجموعه‌ اندازه‌گیری‌های انجام شده به دست آورد، تفسیر ژئوفیزیکی با به کارگیری کلیه‌ راه‌حل‌های ممکن جهت تعیین خصوصیات زیرسطحی بکار گرفته می‌شود. با وجود این مشکلات اساسی، تکمیل برداشت ژئوفیزیکی به وسیله ی تلفیق آن با اطلاعات بدست آمده از چاه، یک ابزار بسیار ارزشمند برای تکمیل کاوش زمین‌شناسی زیرسطحی بوده و نقش کلیدی‌ را در برنامه‌های اکتشافی برای منابع زمین‌شناسی، ایفا می‌کند و جایگاه و ضرورت تهیه مدل سرعت ناحیه ای مشخص می گردد.
1-3- تاریخچه بحث
تاکنون تلاشهایی در راستای تعیین سیستم رسوبی ناحیه ی خلیج فارس صورت گرفته است که از آن جمله می توان به تهیه و تنظیم دائرهالمعارف زمینشناسی نفت خلیج فارس اشاره کرد. از طرف دیگر اطلاعات مفید فراوانی که از طریق چاهها (مثل پروفایل لرزه ای قائم، چکشات، گزارش زمینشناسی سر چاه، و نگارهای پتروفیزیکی) و به کمک اطلاعات لرزهای برداشت شده از ناحیهی خلیج فارس و نواحی مرتبط مجاور تهیه و تدوین شدهاند. با این حال تاکنون در کشور ما، نگاه ناحیهای به تمامی اطلاعات ارزشمند مذکور صورت نگرفته است. وجود میادین مشترک و لزوم بهره گیری صحیح از منابع، ضرورت چنین عملیاتی را دوچندان می نماید. این امکان وجود دارد که حجم انبوه اطلاعات پراکنده و فراوان موجود را تلفیق و نتیجه را با درنظرگرفتن نیازهای صنعت، برای استفاده در صنعت به کار برد. تاکنون بیشتر فعالیتهای صورتگرفته در راستای تلفیق دادههای مناطق کوچکی از کل ناحیه بوده که باعث ایجاد مشکلاتی برای مفسر شده است. براساس بررسیهای صورتگرفته، الگوی اتوماسیون مناسبی جهت تهیه شبکه سرعت لرزهای در ناحیهی خلیج فارس طراحی و ارائه نشده است. علاوه بر این، انتظار میرود با بهرهگیری از اطلاعات مناسب تر که به تازگی بدست آمده است، بتوان نقایص گذشته را جبران کرد. عدم بهرهگیری کامل از گنجینهی عظیم اطلاعات موجود در ناحیهی خلیج فارس، عدم تلفیق اطلاعات موجود بر اساس اهمیت و وزن آنها و نگرش جزئی به ساختمانها باعث شده که مفسر حتی در برخی موارد قادر به انتخاب سرعت واقعی و تعیین صحیح روند تغییرات آن نباشد و به طور کلی، ارائهی یک تفسیر قابل اجرا و توجیهپذیر نیازمند تجربه و مهارت فراوان و خطرپذیری بالایی باشد. بنابراین، جهت تهیهی مدل سرعت ناحیهای، دستهبندی و مرتبطسازی اطلاعات موجود ضروری می نماید تا علاوه بر اصلاح نقشههای عمقی تهیه شده، روند تغییر سرعت لایهها برای تعیین مسیر حرکت صحیح، مشخص شود. این مدل سرعت می تواند در برنامه ریزی های آتی و به طور خاص، برداشت خطوط لرزه ای تکمیلی، نقش تعیین کننده ای داشته باشد.
1-4- ساختار پایان نامه
از آنجا که هدف اصلی، ارائه یک مدل ناحیهای از تغییرات سرعت لرزهای با تأکید بر شناسایی مخازن جدید می باشد، در این فرآیند، با جمعبندی و تلفیق دادههای لرزهای، چاهپیمایی و زمینشناسی و با تاثیرپذیری از ویژگیهای مخازن هیدروکربوری، مقدمات لازم برای این هدف فراهم گردیده است.
در فصل بعدی، به بیان اهمیت مدل سرعت و ضرورت تهیه آن پرداخته شده است. در فصل سوم، مختصری از چینه شناسی ناحیه مورد مطالعه، یعنی ناحیه ی خلیج فارس بیان می گردد. در فصل چهارم، شرح کوتاهی از اصول فرآیند انجام شده برای تهیه و تکمیل اطلاعات و ضرورت این عملیات، شرح داده‌ شده است. فصل پنجم نیز شامل ارائه نتایج تهیه شده از تلفیق اطلاعات لرزه ای و اطلاعات سرعتی چاه‌ها بوده و در فصل آخر، تحلیل های بدست آمده ارائه خواهد شد.
فصل 2:
ضرورت تهیه مدل سرعت ناحیه ای
2-1- مقدمه
با پیشرفتهای ایجادشده در صنعت نفت و گاز و گسترش روشهای اکتشافی و عدم نگاه ناحیهای به مناطق نفت خیز از جمله ناحیهی خلیج فارس، جمعبندی اطلاعات عملیاتی و نظری تهیهشده توسط بخشهای مختلف صنعت نفت، ضرورت پیدا می کند. یکی از این زمینههای بنیادی، تلفیق نتایج جدید بدستآمده از عملیات لرزهنگاری و اطلاعات زمینشناسی به منظور ارائه مدل کامل تری از سرعت لایه ها و سازندهاست که می تواند نقش بسزایی در تهیهی نقشههای مدل سرعت لرزهای و در نتیجه تهیه ی نقشههای عمقی مطلوب ایفا نماید.
2-2- اهمیت مدل سرعت ناحیه ای
اهمیت مدل سرعت در اکتشاف نفت و تفسیرداده های لرزه ای به کاربردهای مدل سرعت در صنعت باز می گردد. به عنوان مثال یک مفسر بعد از تفسیر یک منطقه کوچک که ممکن است روزها به طول بینجامد، برای اینکه بتواند از صحت و سقم تفسیر انجام شده، در یک زمان بسیار کوتاه، اطمینان حاصل نماید، از مدل سرعت استفاده می کند. همچنین در تمامی طول مدت تفسیر با ملاحظه مدل سرعت قابل اعتماد، می تواند برای تفسیر از سرعت هایی در هر نقطه استفاده کند، که بیشترین همخوانی را با محیطهای مرتبط اطراف منطقه ی تفسیر دارند. لذا در صورت فقدان مدل سرعت، مراحل تفسیر کندتر و با دقت کمتری صورت می گیرد و تفسیر به طور اجتناب ناپذیری با ابهام و مفروضات اثبات نشده ای پیش می رود. از طرفی اگر مدل سرعت اشتباه باشد، تفسیر و تشخیص ساختمانها به طور کاملاً واضحی اشتباه از کار در آمده و نمی تواند مبنای کارهای تکمیلی بعدی قرار بگیرد. با توجه به مطالعات اندک صورت گرفته در ناحیه خلیج فارس و همچنین کفایت مطلوب اطلاعات لرزهای موجود از این ناحیه، بررسی ناحیهای سرعت در ناحیه ی خلیج فارس و منطقه فلات قاره (به ویژه سازندهای گورپی، ایلام، سروک و کژدمی که به اهداف مخزنی ارتباط بیشتری دارند) مورد نظر قرار گرفت.
سرعت لرزهای لایهها به عوامل متعددی چون سیستم رسوبی (شامل سنگشناسی، دانهبندی، سیمانشدگی، انحلال، شکستگی و سایر فرآیندهای ثانویه)، تکتونیک (شامل گسلخوردگی، روند شکستگی، بالاآمدگی، فرونشست، روند و شدت چینخوردگی)، تخلخل، سیال منفذی (شامل نوع، فاز و فشار سیال) و غیره بستگی دارد.
با توجه به اینکه سرعتهای بدستآمده از منابع مختلف، شامل چاه و سرعت پردازش (کوچ، برانبارش و …) با سرعتهای محاسبهشدهی تئوری همخوانی کامل ندارند، انتخاب سرعت واقعی و شناخت روند تغییر آن در ناحیه با چالش مواجه است و این امر به ویژه در فعالیتهای اکتشافی که نیازمند تعیین سرعت با دقت بالاست، نمود بیشتری پیدا می کند. بنابر اصول مهندسی مخزن، که نوع سنگ، پدیدهها و ساختهای موجود در آن تأثیر زیادی بر میزان تخلخل مفید و به خصوص تراوایی و درنتیجه میزان بهرهدهی مخزن دارند، شناخت هر چه بهتر روند سرعت و یافتن ارتباط منطقی آن با تغییر رخسارههای رسوبی و سیستم چینهای منطقه میتواند نقش مکمل برای اطلاعات موجود داشته باشد و منجر به طرح فرضیاتی از جمله وجود گاز، شکستگی، روند دانهبندی و… شود. در زمینه ی تلاش برای طرح فرضیات علمی مورد نظر، سؤالات مختلفی قابل طرح است:
• آیا تغیرات سرعت در ناحیه ی خلیج فارس از الگوی خاصی تبعیت می کند؟
• میزان انطباق سرعتهای بدستآمده از منابع مختلف تا چه میزان است و علل عدم انطباق احتمالی چیست؟
• میزان تاثیر گذاری تغییرات عمق و موقعیت جغرافیایی بر سرعتهای بدست آمده چقدر است؟
• ارتباط بین میزان انحراف سرعتها از مقادیر تخمینزدهشده با تغییر رخسارههای رسوبی چگونه است؟
• آیا تکتونیک ناحیه خلیج فارس، تغییر محسوسی در روند سرعت سازندها ایجاد کرده است؟
• آیا میتوان یک مدل سرعت تهیه کرد که تاثیر شکستگیها و سیالات بر آن قابل ردیابی باشد و بتوان از آن در شناخت بهتر نواحی مخزنی بهره جست؟
• آیا میتوان از میان پارامترهای متعدد کنترلکنندهی سرعت، چند پارامتر اصلی و یا معادل انتخاب کرد و رفتار سرعت را بر اساس آنها مدلسازی نمود؟
• محدودیتهای مطالعاتی و میزان خطای موجود در نتایج چقدر است؟
بعد از پاسخ به این سؤالات، سعی می شود بهترین روش برای تطبیق و تلفیق اطلاعات، ارائهشود تا بتوان این عملیات را به سایر نواحی نیز تعمیم داد. علاوه بر این، بهبود مدل رسوبشناسی منطقه و سیستمهای رسوبی مؤثر بر شرایط کنونی سازندها نیز می تواند به عنوان هدف بعدی دنبال شود.
هدف اصلی در مطالعهی حاضر، ارائه مدلی برای تعیین سرعت لرزهای در سازندهای گورپی، ایلام، سروک و کژدمی در ناحیهی خلیج فارس است که باعث ارتقای دقت و کیفیت نقشه های عمقی می گردد. به طور کلی، اهداف تفکیک شده و مرحله به مرحله این مطالعه عبارتند از:
• جمعبندی و یکپارچه نمودن اطلاعات مربوط به سرعت لرزهای در ناحیهی خلیج فارس در سازندهای منتخب.
• تهیهی شبکهی سرعتی دقیقتر، از سازندهای منتخب در ناحیهی خلیج فارس به منظور تولید نقشههای عمقی مطلوب.
• تشخیص روند سرعت لرزهای لایههای منتخب در ناحیهی خلیج فارس با نگاه مخزنی.
• امکان سنجی تطبیق در صورت امکان تلفیق نتایج حاصل با پارامترهای رسوبی، زمینشناسی و مخزنی که منجر به توصیف بهتری از رخسارهی مخزنی شود.
برای پوشش این اهداف و نیز نیل به هدف اصلی از این مطالعه، مراحل زیر انجام گرفته اند:
الف) مطالعات کتابخانهای.
ب) جمعآوری اطلاعات مورد نیاز زمینشناسی، چینهشناسی، لرزهای، چاهپیمایی از ناحیه.
ج) استفاده از روشهای مناسب آماری در تهیه مدل نهایی سرعت به کمک دادههای سرعتی موجود از کل ناحیه.
د) مقایسه مدل حاصل با مدلهای محلّی پیشین.
ه) تفسیر تفاوتهای تشخیص داده شده و توجیه آنها بر اساس مدل رسوبی و زمینشناسی موجود منطقه.
در این مراحل از اطلاعات زیر بهره برداری شده است:
الف) اطلاعات زمینشناسی شامل:
• نقشههای زمینشناسی منطقه خلیج فارس
• ضخامت لایههای زیرسطحی و روند گسترش آنها در منطقهی خلیج فارس
• اطلاعات مستقیم بدست آمده از چاههای منطقه و برخی نقاط کلیدی مجاور
• گزارشات زمینشناس سر چاه و گزارش نهایی تکمیل چاه
• اطلاعات مربوط به چاهآزمایی
• نگارهای پتروفیزیکی چاه شامل: نگار صوتی و چگالی و گاما و…
• اطلاعات چکشات و پروفایل لرزه ای قائم در کل چاه های ناحیه
ب) اطلاعات غیرمستقیم لرزهای شامل:
• سرعتهای برانبارش
• سرعتهای مهاجرت
• مقاطع لرزهای تفسیرشده دو و سه بعدی
• نقشههای عمقی و زمانی تولیدشده
با بهرهگیری از نرمافزارCharisma از مجموعهی GeoFrame و استفاده از پایگاه داده و نرمافزار Petrel، دادههای سرعتی موجود از کل ناحیه در کنار یگدیگر قرار داده خواهد شد تا با استفاده از روشهای مناسب آماری در مدل نهایی سرعت، تأثیرگذار باشند. سپس با مقایسهی مدل حاصل و مدلهای محلی پیشین، به تفسیر تفاوتهای تشخیص داده شده و توجیه آنها بر اساس مدل رسوبی و زمینشناسی موجود منطقه پرداخته میشود.
فصل 3:
چینه شناسی خلیج فارس
3-1- مقدمه2
در این فصل به جزئیاتی پیرامون ستون چینه شناسی خلیج فارس با تمرکز بر سازندهای مورد ارزیابی قرارگرفته در تحلیل سرعت برای ارائه مدل سرعت مناسب از افق مخزنی پرداخته می شود.
3-2- سازند کژدمی
دوره ی آلبین یکی از مهمترین دوره ها در چینه شناسی خلیج فارس با تغییرات تکتونیکی فراوانی است. افت شدید سطح آب دریا در پایان آلبین باعث رسوب گذاری کژدمی و بورگان برروی کربنات داریان و شعیبا شده است. در بخش عمیق تر حوزه ی رسوبی جایی که توقف رسوب گذاری بین نهشتگی کربنات داریان و کژدمی ثبت شده است، رسوب گذاری ممکن است در ابتدای آبتین انجام شده باشد.سپر عربی، منبع رسوبات آواری در شمالی ترین بخش خلیج فارس شامل صفحه ساحلی عربی، جنوب غرب عراق، کویت و جهت شمال غربی به سمت بخش میانی خلیج فارس کنونی می باشد. از سپرعربی به سمت ساحل ایران، این رگه های آواری تبدیل به مارن و شیل سازند کژدمی می شوند. این سازند در فلات قاره ی ایران در میدانهایی مانند میدان درود شامل شیل/مارن می شود و آهک به مرور در محیط دریایی تشکیل می گردد و حتی صفحات نازک ماسه سنگ نیز ممکن است وجود داشته باشد.در میدان نفتی سروش، درصد ماسه سنگ افزایش می یابد و این تا جایی ادامه دارد که رخساره ی ماسه سنگی بین پایین ترین و بالاترین واحدشیل- آهک، به 40 متر می رسد.سازند کژدمی از آهک بیتومنی تیره رنگ و شیل کربناتیدرون لایه ای تیره تشکیل شده که در حال تبدیل شدن به سازند داریان می باشد. این سازند در اغلب میادین،در نقش پوش سنگ برای مخزن کربناتی داریان است. همچنین یک سنگ مادر شاخص برای هیدروکربن ها و مواد اولیه تشکیل دهنده ی نفت موجود در شیل و ماسه سنگ دلتایی به شمار می رود. مرز پایانی کژدمی سازند داریان و مرز بالایی آن سازند سروک می باشد.
شکل (3-1) ستون چینه شناسی خلیج فارس Petroluem Geology Of Iran
سازند کژدمی در خلیج فارس یک لایه ی تقریباً ضخیم شیلی و آهکی با منشاء دریایی می باشد. ضخامت این سازند به سمت شمال غرب خلیج فارس در حال افزایشمیباشد. ضخامت کژدمی در چاه های واقع در تنگه ی هرمز به ترتیب 142، 110 و 134 متر است و به سمت غرب و میدان پارس با چنین روندی از 78 متر در سیری تا 45 متردر چاه BIS_4کاهش می یابد.ضخامت کلی سازند در میدان رسالت تقریباً 60 متر است و در بخش ایرانی خلیج فارس در ساختار رشادت به 65 متر می رسد. ضخامت سازند به سمت شمال و شمال شرق افزایش می یابد. شبیه چنین روند تغییرات ضخامت در سازند کژدمی، در منطقه فارس نیز گزارش شده است، با این تفاوت که در آنجا ضخامت حداکثر از 100 متر تجاوز نمی کند. این حوزه ی رسوبی در نواحی جنوبی خلیج فارس به سمت حوزه ی الخلیج که یک حوزه ی رسوبی دریای باز با سواحل طبیعی بسته است، کشیده شده است. از لحاظ چینه شناسی، سازند کژدمی در جنوب و جنوب غرب خلیج فارس، معادل بورگان و ماسه سنگ آزادگان (ماسه سنگ نهر عمر) می باشد.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

3-3- سازند پابده
در ادامه ی فعالیت های تکتونیکی ابتدای کرتاسه، پیشروی رسوبات دریایی پالئوسن-ائوسن منجر به نهشتگی آهک و مارن سازند پابده و دمام شده است. بنابراین در جبهه ی کربناتی سازند دمام در آبهای کم عمق، پابده درگستره شیب حوزه نهشته می شود. پابده در مرز پایینی خود با کرتاسه ی بالایی، در حال تبدیل به گورپی است. با وجود این در شمال خلیج فارس و ناحیه ی فارس، یک ناپیوستگی بین لایه ای از آهک چرتی و کنگلومرای پابده با الگوی دندان کوسه ای مشاهده می شود. مرز بالایی آن با سازند آسماری است که در دره ی زاگرس به آهک تمیز دمام تبدیل می شود. شیل های پابده در جنوب غربی ایران به کربنات های ام ردهوما تغییر رخساره می دهد. در ناحیه فارس، رسوبات عمیق تر به ترکیبی از شیل پابده و آهک جهرم تغییر رخساره می دهد. سازند جهرم بطور کاملا مستقیم با سازند ام ردهوما معادل است.
رسوب گذاری سازند پابده به طور محلی در بخش های شمال غرب و شرقی ترین بخش های خلیج فارس صورت گرفته است. در دوره ی ترشیاری پایینی در شمال امارات متحده نیز با شیل های حوزه ی پابده نهشته شده اند. این سازند در ناحیه مرکزی خلیج فارس رسوبگذاری ندارد. توزیع جغرافیایی سازند پابده در خلیج فارس شامل مساحتی از جزیره ی سیری تا تنگه ی هرمز می شود. به علاوه، ضخامت این سازند به طورمنظم از جزیره سیری تا تنگه ی هرمز افزایش پیدا می کند تا جایی که به 2000 متر می رسد. سازند پابده رخساره ای شیلی- مارنی از رسوبات زمان های پالئسون، ائوسن و الیگوسن می باشد. در شرقی ترین بخش خلیج فارس رخساره های شیلی به خوبی بین جزایر سیری و قشم گسترده شده اند. به سمت غرب جزیره سیری، شیل های پابده تبدیل به رسوبات کربناتی پسرونده ی جهرم- دمام می شود. در این منطقه، قسمت بالایی سازند پابده متعلق به دوره ی الیگوسن است و با یکسری رسوبات تبخیری و سازند آسماری بریده می شود. در شرقی ترین بخش خلیج فارس در میدان سیری، ضخامت پابده به 457 متر می رسد در حالیکه در غرب آن یعنی جزیره فارور، ضخامت 327 متر است.
سازند پابده در شمالی ترین نقطه ی خلیج فارس یعنی جنوب غربی ایران، به طور عمده شامل شیل های دریایی عمیق، مارن ها و آهک هایی است که در دره های جنوبی خلیج فارس و زاگرس نهشته شده اند. این رسوبات، در بخش فرونشست حوزه ی کرتاسه ی بالایی نهشته شده اند که از غرب کوه های عمان، هم بصورت فلات قاره و هم بصورت خشکی به جنوب خلیج فارس و ایران گسترش یافته اند.
3-3-1- سازند ایلام
سازند ایلام در کرتاسه بالایی (سانتونین تا کامپانین) به صورتیک بازه ی نازک (150 تا 200 متر ضخامت) پیش رونده است و آهک آن مربوط به دریای کم عمق با تناوبهایی از شیل درلابه لای خود می شود. در محدوده ی خلیج فارس و همچنین در قسمت عمده ی ایران، سازند ایلام و معادل آن یعنی سازند گودیر، ترکیبی از رسوبات کم عمق دریایی و آهک ریفی است. در اغلب چاه های حفر شده در خلیج فارس، رخساره های سازند ایلام مربوط به نواحی دریایی کم عمق با کمترین ضخامت در حوالی تنگه هرمز است. در میدان هندیجان، ضخامت سازند ایلام 11 متر است در حالی که در میدان هنگام این میزان به ترتیب به19و 27 متر می رسد. در میدان نفتی سیری، ضخامت سازند 85 متر بوده و به سمت قسمت غربی خلیج فارس ضخامت ایلام از 55 متر به حدود 100 متر می رسد.
به نظر می رسد که به جز در هلال قطر- گاوبندی و پالی نوروز، در بقیه نقاط خلیج فارس نیز سازند ایلام وجوددارد. سازند ایلام بر روی شیلهای لافان قرار دارد. همچنین در بالای سازند ایلام، سازند گورپی به طور کاملا پیوسته و بدون قطع رسوبگذاری، قرار گرفته است و مانند اغلب نقاط شمال خلیج فارس، سطح بالایی آن فرسایش پیدا کرده است.
سازند ایلام شامل دو رخساره است: رسوبات آهک فلات قاره ای و رسوبات مارنی مربوط به قسمت پر شیب حوزه رسوبی. بخش آهکیبه طور عمده وکستون و پکستون بودهو با فسیل فرامینوفرا مشخص می شود. تجزیه و تحلیل رخساره ای، حاکی از آن است که کربناتهای ایلام نیز در محیط جزر و مدی، نگارون و محیطهای ساحلی تشکیل شده اند.
3-3-2- سازند گورپی
سازند گورپی در تمامی جنوب غرب ایران گسترش دارد، گرچه بازه ی سنی این سازند متغیر است و از سانتانین تا ماستریختین در ناحیه فارس و بخش هایی از فرو افتادگی دزفول و از کامپانین تا پالئوسن در لرستان تغییر می کند.
در کرتاسه پایینی، رسوبات شبه پلاژیکی سازند گورپی با رسوبات عمیق آمیخته شده است. در حالیکه کربنات های آبهای کم عمق از سازند ایلام در پیشانی حوضه انباشته شده اند و رسوبات رسی سرگلو یا لافان در پشت حوضهنهشته شده است. سازند گورپی شامل یک لایه ی نازک آهک مارنی و مربوط به محیط دریایی عمیق است که نتیجه ی پیشروی جریان آب به سمت جنوب غرب می باشد. ضخامت گورپی در شمال مسجد سلیمان که نام آن از این منطقه گرفته شده است، حدود 320 متر است.
در بخش بیرونی کمربند چین خوردگی زاگرس، سازند گورپی با آهک کم عمق سازند ایلام آمیخته می شود که شامل چندین لایه رس نیز می شود. این سازند در شرق خلیج فارس به طور کامل گسترش دارد و در این ناحیه نیز با آهک ایلام آمیخته شده است. رخساره ی جانبی آن نیز تا شمال خلیج فارس و ناحیه ی فارس به رخساره ی مربوط به آبهای کم عمق تغییر حالت می دهد.
بنابر اطلاعات چاه های حفاری شده در خلیج فارس، به جز منطقه ی پیرامون هلال قطر- گاوبندی در مرکز خلیج فارس، در بقیه نقاط، سازند گورپی نهشته شده است. ضخامت سازند گورپی درتنگه ی هرمز با حرکت به سمت شرق تا حدود 500 متر افزایش می یابد. در دو مورد از چاه های حفر شده در خلیج فارس، سازند گورپی و تاربور رخساره های مشترک دارند. در میدان هندیجان در شمال جزیره ی لارک این رخساره 1192 متر ضخامت داردو در جنوب جزیره قشم این ضخامت به 340 متر می رسد درحالیکه در جنوب جزیره ی هنگام، ضخامت 635 متر مربوط به رخساره ی آب های عمیق است و هیچ اثری از آهک تاربور وجود ندارد. فقط در جزیره ی قشم افق هایی از آهک تاربور با میکروفسیل های بنتیک گزارش شده است. با رسیدن به هلال قطر- گاوبندی و همچنین میادین فردوسی و خارک سازند گورپی ناپدید می شود.
این سازند در میدان هنگام به بیشترین ضخامت خود یعنی 635 متر می رسد. در میدان سلمان ضخامت گورپی 186 متر است. باحرکت به طرف غرب خلیج فارس، علاوه بر ناپدید شدن رخساره های آواری، ضخامت سازند گورپی به تدریج کمتر می شود و در میدان سیری به 236 متر رسیده و به طرف غرب و در قسمت شرقی میدان پارس جنوبی، ضخامت گورپی به 21 متر می رسد. سازند گورپی به سمت نواحی جنوبی خلیج فارس به چینه های کربناته با تغییرات جزیی رخساره ای، تغییر رخساره می دهد. در سواحل ایران و مناطق فلات قاره، آهک مارنی سازند گورپی نهشته شده است. معادل گورپی در سواحل عربی و منطقه کویت سازندهای گودیر و آرومای پایینی می باشد که شامل آهک و لایه های نازک شیل درون لایه ای هستند. در طرف عربی خلیج فارس، کربنات بحره- طیارات تا حدودی دولومیتی شده اند. سطح تماس بین سازند گورپی و سازند زیرین آن یعنی ایلام (گودیر) ناپیوستگی نشان می دهد.با این وجود این ناپیوستگی به عربستان صعودی سرایت نمی کند.
3-3-3- سازند سروک
در دوره ی کرتاسه ی میانی یک فرآیند رسوب گذاری شاخص پیشرونده با رسوبات آواری و دلتایی و نشأت گرفتهاز نهشته های کربناتی رخ دادهکه باعث تشکیل سازند سروک در سطح خلیج فارس وبر حوزه ی اقیانوس نئوتتیس شده است.
نام سازند سروک از تنگ سروک در کوه بنگستان واقع در ناحیه خوزستان گرفته شده است. در این منطقه، سازند شامل سه واحد آهکی اصلی است که مجموعاً 832 متر ضخامت دارد.سازند سروک بخشی از گروه بنگستان است و از لحاظ چینه شناسی معادل سازندهای مودود، احمدی، رومیلا و میشریف در ناحیه خلیج فارس است. بنابراین، این سازند به چهار گروه رسوبی مودود، آهک شیلی بیتومنی خطایا، در بخشهای مرکز و غربی خلیج فارس، احمدی با رخساره های شیلی در شمال خلیج فارس و آهک ریفی میشریف تقسیم می شود.کربنات های سازند سروک در جنوب ایران مشاهده می شود و در بسیاری از چاه های اکتشافی و تولیدی خلیج فارس مورد حفاری قرار گرفته اند.سروک (آلبین بالایی تا تورنین بالایی) شامل آهک مقاوم و صخره ای مربوط به حوزه ی کم عمق دریایی می باشد که لایه های نازک مارن و آهک گچی توده ای با دانه بندی پایین به بالا در لابلای آن دیده می شود و نیز حاوی بازه ی 30 تا 60 متری از جنس شیل است. بیرون زدگی سازند سروک با رخساره های مشابه در همه ی چاه های حفر شده در خلیج فارس دیده می شود. ضخامت سازند سروک از 41 متر تا حداکثر 223 متر در میدان بهرگان سر، در شمال غربی خلیج فارس تغییر می کند. این سازند در پایین، بصورت تدریجی به سازند کژدمی تبدیل می شود و بخش بالایی آن به طور کاملاً شاخص شیل ها و مارن های سازند گورپی هستند. سازند احمدی یکی از امتدادهای سروک در شمال غربی خلیج فارس است و از لحاظ سنگ شناسی شامل 30 تا 60 متر از شیل های به شدت فرسایش یافته با لایه های آهک نازک درونی می باشد. اغلب سطوح خلیج فارس متأثر از فعالیت های دلتایی بوده اند و تا زمان رسوب گذاری شیل های احمدی ادامه پیدا کرده اند تا به کربنات های دریایی کم عمق مبدل شده اند.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

سازند احمدی شامل آهک های فسیلی نیز بوده و آهک و شیل های آن در طول دوره ی سیمونین میانی تا بالایی در شرایط باز دریایی بر روی فلات قاره و در عمق 100 تا 200 متر تشکیل شده است.
فصل 4:
تهیه مدل سرعت
4-1- مراحل تهیه مدل سرعت
تهیه پایگاه داده:
در ابتدا لازم است که اطلاعات مختلفی از جمله اطلاعات چاه و ژئوفیزیک و سایر منابع موجود تهیه شود که در زیر به روش تهیه و آماده سازی آن ها اشاره می شود. اطلاعات بدست آمده از چاه شامل علامت ها3، نگار صوتی4و مختصات چاه‌ها است.
علامت ها:
در علم ژئوفیزیک عنوان عام علامت ها به هر یک از لایه‌هایی که از لحاظ سن، جنس و خصوصیات پتروفیزیک از لایه‌های مجاور آن متمایز می‌شود اطلاق می‌گردد. علامت ها از سه منبع قابل تشخیص است.اطلاعات زمین شناسی سر چاهی که با بررسی خرده‌های حفاری بدست می‌آیدو از اطلاعات اصلی محسوب می‌شود.اگر از چاهی نگار گرفته شود ارزش داده های آن از همگی روش‌ها بیشتر است.اطلاعات حاصل از تفسیر دقیق، پیش از حفاری و همچنین اطلاعات چاه‌های مجاور نیز نقش کمکی دارند.نقش علامت ها در روند بررسی اطلاعات سرعتی، ایجاد آمادگی برای مفسر جهت مواجه با تغییرات ناگهانی در سرعت است و این به معنی جدا کردن لایه‌های سرعتی از یکدیگر خواهد بود. اهمیت دیگر آن، شناسایی زون‌های هدف و استخراج جزئیات بیشتر در مورد آن خواهد بود. در بررسی اطلاعات سرعتی، برای استفاده از علامت ها، باید یکسان‌سازی نام انجام شود. چرا که نرم‌افزارها به طور معمول قادر به تشخیص نام‌های متفاوت نیستند. به همین منظور،فرآیند یکسان‌سازی اسامی علامت ها، طبق الگوی زیر انجام می گیرد:
سر واژه‌هایی که به قسمت بالایی مارکر اشاره داشتند به صورت UP‌[marker] نوشته می شود.
سر واژه‌هایی که به قسمت میانی مارکر اشاره داشتند به صورت Md‌[marker] نوشته می شود.
سر واژه‌هایی که به قسمت پائینی مارکر اشاره داشتند به صورتLw‌[marker] نوشته می شود.
آن‌دسته از سرواژه‌ها که به topاشاره دارد به UPو آن‌دسته که به baseاشاره دارد با Bs‍[marker] نامگذاری شده اند.
شکل (4-1) ستون چینه شناسی خلیج فارس و اسامی سازندهای به کار گرفته شده. Petroluem Geology Of Iran
آن‌دسته از علامت ها که اسامی عربی داشته اند، با اختصاص معادل زمانی ایرانی آنها و با حفظ جزئیات و با ذکر نام عربی بعد از نام معادل ایرانی آن به کار برده شده اند؛ مانند Surmeh-Arab.
این عملیات از آن جهت ارزشمند است که برای تهیه مدل سرعتی، همگی علامت ها با حفظ جزئیات دخالت داده می‌شوند تا از اطلاعات موجود برای اصلاح اطلاعات سرعتی، حداکثر استفاده به عمل آید. همچنین الگویی قابل قبول برای انتخاب اسامی صحیح و واضح و کامل ارائه شده است.
اطلاعات سرعتی چاه:

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید